call me daddy82
❌بچه ها حتما باید شرط بزارم تا حمایت کنین؟اگه اینطوری باشه برای شروع فیک بعدی شرط میزارم:لایک پارت ۷۶تا۸۲ بالای ۱۵۰تا و کامنتای این پست ۴۰۰تا باشه»❌
منو رسوند قبرستون،یک قبرستون قدیمی بود...یا حداقل من اینطور فکر میکردم.
شروع کردم قدم زدن و اسمارو با گریه خوندم،امیدوار بودم هیچ اسم آشنایی نبینم ولی...دیدم.
افتادم زمین و بلند زدم زیر گریه،این دروغه لعنتی بیدار شو این اخر داستان نیستتت نباید اینطوری تموم شه نبایددد.
خاک روی اون قبر رو با دست پاک کردمو نوشتش رو خوندم به ایتالیایی نوشته بود:«Se me l'avessi detto, forse le cose sarebbero andate diversamente, mia cara.»
معنیش میشه:«اگه بهم گفته بودی،شاید اوضاع یجور دیگه پیش میرفت عشق من»
گریه هام دیگه تبدیل به جیغ شده بودن،مردم اومدن و دستمو گرفتن و ارومم کردن.
تقصیر من بود،همه چیز تقصیر من بود و ما چقدر احمق بودیم که عاشق هم شدیم...اگه این سرنوشته؟
چرا...چرا اینطوری تموم شد چرا اون روز به جای خودت منو نجات دادی جئون؟
من ارزشش رو نداشتم...من ارزش هیچیتو نداشتمو بازم تو با چشمایی کورکورانه به این روح رنجیده ی من نگاه کردی...دردا و زشتی هاش رو ندیدی و به خاطر من خودتو فدا کردی.
اگه اونروزی که فهمیدم بهم دیگه حس داریم منم مثل تو بهت میگفتم هیچی برام مهم نیست من فقط تورو میخوام الان شاید اوضاع فرق میکرد...شاید پیشت بودم،شاید پیشم بودی!
زندگی از اولشم باهام بی رحم بود،تو چرا بی رحمی های من رو به جون خریدی و بهم نزدیک شدی؟
باید چیکار کنم؟
تنها میخوام چیکار کنم بدون تو چه غلطی میخوام توی این دنیا کنم؟!
اینو بدون هیچوقت فراموشت نمیکنم...تا اخرین نفس عمرم
پایان...
اثر:جئون هانا
نظرتون؟💔
منو رسوند قبرستون،یک قبرستون قدیمی بود...یا حداقل من اینطور فکر میکردم.
شروع کردم قدم زدن و اسمارو با گریه خوندم،امیدوار بودم هیچ اسم آشنایی نبینم ولی...دیدم.
افتادم زمین و بلند زدم زیر گریه،این دروغه لعنتی بیدار شو این اخر داستان نیستتت نباید اینطوری تموم شه نبایددد.
خاک روی اون قبر رو با دست پاک کردمو نوشتش رو خوندم به ایتالیایی نوشته بود:«Se me l'avessi detto, forse le cose sarebbero andate diversamente, mia cara.»
معنیش میشه:«اگه بهم گفته بودی،شاید اوضاع یجور دیگه پیش میرفت عشق من»
گریه هام دیگه تبدیل به جیغ شده بودن،مردم اومدن و دستمو گرفتن و ارومم کردن.
تقصیر من بود،همه چیز تقصیر من بود و ما چقدر احمق بودیم که عاشق هم شدیم...اگه این سرنوشته؟
چرا...چرا اینطوری تموم شد چرا اون روز به جای خودت منو نجات دادی جئون؟
من ارزشش رو نداشتم...من ارزش هیچیتو نداشتمو بازم تو با چشمایی کورکورانه به این روح رنجیده ی من نگاه کردی...دردا و زشتی هاش رو ندیدی و به خاطر من خودتو فدا کردی.
اگه اونروزی که فهمیدم بهم دیگه حس داریم منم مثل تو بهت میگفتم هیچی برام مهم نیست من فقط تورو میخوام الان شاید اوضاع فرق میکرد...شاید پیشت بودم،شاید پیشم بودی!
زندگی از اولشم باهام بی رحم بود،تو چرا بی رحمی های من رو به جون خریدی و بهم نزدیک شدی؟
باید چیکار کنم؟
تنها میخوام چیکار کنم بدون تو چه غلطی میخوام توی این دنیا کنم؟!
اینو بدون هیچوقت فراموشت نمیکنم...تا اخرین نفس عمرم
پایان...
اثر:جئون هانا
نظرتون؟💔
- ۲۱۱.۳k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۵۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط