به نام خدا

به نام خدا
.
.
به گمانم به پیریِ زودرس دچار شده ام، این روزها حوصله ی توضیح دادن خودم را ندارم !!!!
یک وقتی بدفهمی ها آزارم می داد ...
ناراحت می شدم از قضاوت ها...کج فهمی ها...سو تفاهم ها...
همه اش می ترسیدم که آدم ها بد بفهمندم...
اشتباه قضاوتم کنند...
وقت زیادی صرف می کردم برای توضیح دادن خودم...
رفع سوء تفاهم...
که ثابت کنم من آن چیزی که فکر می کنند نیستم، اشتباه قضاوتم کرده اند...
حالا اما موضع ام سکوت است در برابر آدم ها و نگاه شان...
سکوت و سکوت و سکوت.
تازگی ها در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمی گویم ...
انگار که لال شده باشم، شاید هم کور و کر ...
که نه می بینم، نه می شنوم...
دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم، نه حتی حوصله اش را...
می دانی جان ِ دل ...
من مسئول طرز فکر آدم ها نیستم.
بهتر بگویم ما مسئول طرز فکر آدم ها نیستیم!!
بگذار هر که هرچه خواست بگوید و برداشت کند...
بی خیال ...
.
.
در حاشیه
!نکته سنج : متنو ویرایش کردی!
!!قضاوت زود: ترسیدم!!
!!!صبور و بردبار: مرد را دردی اگر باشد خوشست ...!!!
!!!!دوستان والباقی: کم آورده ای؟!!!!
!!!!!امید و آرزو: یه روز خوب میاد حتی اگر صاحب این جمله قشنگ خداحافظی کنه.!!!!!
!!!!!!ترنم: فقط خندید!!!!!!
!!!!!!!بابای ترنم؛ به خنده دخترش خندید و به فردا و انرژی بیشتر فکر کرد و گفت؛ من هنوز همان عباس سابق هستم فقط اندکی صبورتر شده ام!!!!!!!

)))حافظ گفت(((
حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب و غزل‌های روان ما را بس


دختر جانباز شیمیائی هم گفت: به توکل نامت یا سلام
.
.
ساعت: نزدیک ده صبح جمعه تهران
شصتمین روز پائیز سال جاری!!!!!
دیدگاه ها (۹)

یک شب، یک اشتباهساعت از یازده شب گذشته بود که رادین بالاخره ...

[ چندپارتی از تهیونگ ] [ پارت ۳ ]نزدیک ظهر، وقتی ات...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p59صدای نینا محکم‌تر از قبل بود.«تو یه جم...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ‌∶ гг # ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط