Part

Part:193
لارا : عا اگه مزاحمت نمیشم
الکس : هع شوما خواهر زنمیا
لارا : هع درسته(خنده)
الکس : بیا یه کافه میشناسم دپ انقد دسر خوشگل خوشمزه داره من همیشه برا سوبین از اونجا دسر میگیرم
لارا : عووووو پس بریم
مدتی بعد در کافه
الکس : خب چطوره
لارا : واقعا محشره (خنده)
الکس : واقعاااا
لارا : ولی اینجا بره بچه هاست نگا
الکس : همینش قشنگه دیگه
لارا : (خنده)
الکس : عه سوبینه
لارا : جواب بده بهش بگو اینجام
الکس : خب خانومم چطور شد بهم زنگ زدین
سوبین : حالم بدههههه
الکس : چرا خانومم
سوبین : آه لارا گوشیشو جواب نمیده خبری ازش نداریم همه تو خونه منتظرشیم
الکس : اوه لارا حالش خوبه
سوبین : از کجا میدونی
الکس : شاید الان جلوم نشسته
سوبین : جدییییی کجایین
الکس : همون کافه خوشگله که همیشه میبرمت
سوبین : اوه پس حتما الان لارا عاشق اونجا شده
الکس : صحیح
سوبین : مراقبش باش بعدش بیارش خونه خودتم بیا
الکس : چشم
سوبین : خوش بگذره مراقب خودتون باشینا
الکس : چشم خانوم
سوبین : خدافظ (قطع میکنه)
الکس : عه قطع کرد
لارا : نه پ میخواستی ناز کنه
الکس : حقیتا عاره
لارا : رفتن خونه
الکس : بله
لارا : پاشو پاشو مام بریم
الکس : عا چرا میخوای بری
لارا : خب انرژیمو پس گرفتم وقت سلیطه بازیه
الکس : عووووو پس بریمممم
دیدگاه ها (۰)

Part:194الکس : عووووو پس بریمممملارا : عوه البته و توام باید...

Part:195لارا : مطمئني ته : عاره لارا : جدی لورا تو چی لورا :...

Part:192ته : ببین لارا اشتباه متوجه شدی لارا : دیگه تموم من ...

Part:191ته : چی من بغلش نکردم اون برای تشکر کردن بغلم کرد کو...

Part : 222سوبین : خواستم برم که الکس دستمو گرفتالکس: ن..روسو...

آبنبات تلخ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط