برادر ناتنی بد

برادر ناتنی بد 🎀²⁶

از ماشین پیاده شدیم و به سمت کافه ای که خلوت بود رفتیم

که آقای کیم رو دیدم

کیم:اینور خانوم جئون

+عام سلام آقای کیم

کیم: اشون کین همراه شما

+اشون..

_نامزدشم‌

کیم: اما..

_بهتر نیست بریم بشنیم

کیم: بله حق با شماست

کیم جلو تر از ما رفت که گفتم

+جونگ کوک داری چیکار میکنی/عصبی/

_تماشا کن
پامو محکم کوبیدم به پاش

_حیون اروم بااااش

+ گمشو بیا

_باشههه

رفتیم نشستم
که اقایه کیم‌ گفت
کیم: هانا تو که گفتی با کسی نیستی

+خب..

_حالا که بامنه
دستمو گرفت

_ببخشید آقای کیم برای ما یه کاری پیش آمده باید بریم

کیم: هاا حتما!!!

از کافه خارج شدیم

+داری چه غلطی میکنی
دستمو گرفت و برد سمت ماشین

سوار ماشین شدم

+جونگ کوک چرا قرارمو به هم زدی /بلند/عصبی/


پاشو گذاشت رو پدال گاز و گاز میداد

+جونگ کوک/ بلند /

_میخوای بدونی چرا؟ چون دوست دارم میفهمی؟ /عربه/عصبی/

+جونگ کوک اروم برون /ترس /

که ماشین از جاده بیرون رفت

+جونگ کوک بلند شو هققققق

+غلط کردم هققق هز کاری بگی هققق انجام میدم


جونگکوک رو بلند کردم تا جایه جاده بردمش که ماشین آتیش گرفت

+جونگ کوک هقققق من بدون تو چیکار کنم هقققق

دنبال گوشیم میگشتم ولی گوشیم تو ماشین. بود جیب هایه جونگ کوک رو گشنم و گوشی شو ورداشتم و به آمبولانس زنگ زدم

+کمک اینجا دور از سئوله‌ خواهش میکنم سری بیاین

کنار جونگ کوک نشستم مو هاشو نوازش میکردم


...
دیدگاه ها (۲)

برادر ناتنی بد 🎀²⁷+جونگ کوک اگه بهوش بیای هققق قول میدم هققق...

برادر ناتنی بد 🎀²⁵جونگ کوک آمد جعبه ای که توش لباس کرده بودم...

گـاهے دوسـت داشتـن بـہ معنـایـہ رفتنـہ:)

رسیدن بیمارستان تیهونگ: کوک اروم باشکوک: باید میدونستم مامان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط