من به چشمانِ پُر از مهرِ تو عادت دارم

من به چشمانِ پُر از مهرِ تو عادت دارم

بـه تــو وُ طـرزِ نگـاهِ تــو اِرادت دارم

آتشِ حسرتِ دیـدارِ تـو را پایان نیست

اِشتیاقیست کـه هـَر لَحظه بیادت دارم
دیدگاه ها (۱۲)

این زمستان گویا غم پنهان دارد که در این موعد سرد عوض برف به...

مثل یک پوپک سرما زده در بارش برف ،سخت محتاج به گرمایپر و بال...

یه دفه از چه فصلی سبز شدی؟ که تو احساس من قدم بزنی یه خیابون...

✔✔✔

ای تجلی مهر خداوند در زمین! شوره زار خشک دل های خسته مان در ...

تو که آغاز و پایان هر آرزوی منی! هر روزم، هر شبم، هر لحظه ام...

اونجا که #محمدعلی_بهمنی میگه:آغوش من و عشق تو و لحظه‌ی دیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط