امروز با مامانم و خواهرم رفتیم کفش فروشی روی اون پسری که

امروز با مامانم و خواهرم رفتیم کفش فروشی روی اون پسری که بهم کفشارو میداد کراش زدم
مرده بچه نبودا روش کراش زدم
دیدگاه ها (۷)

من بچه بودم حدود چهار پنج سالم بود اون موقع خواهرم داشت به د...

سلام داداشا

فیک تهیونگ

سلااام

Part7ا.ت رو مایا می نویسمویو مایاجیمین منو از خواب بلند کرد ...

ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ 𝖪𝗂𝗆 𝗄𝖺𝗒𝗈𝗇 -🇰🇷ㅤㅤㅤ ㅤㅤㅤ⠀ ͝ ⏝𝅄︶ ͝ ⏝ ⊹ ⏝ ͝ ︶ ‌ ‌ ‌ ‌امروز...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت پنجویو تهیونگات ادرس خونه رو گف...

وقتی بچتون گم میشه P¹امروز قرار بود لونا رو ببرم پارک امادش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط