شب بود و شمع بود و من بودم و غم

شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم
😊
دیدگاه ها (۱)

محبت را از درخت آموز که سـایه اش را از سر هیزم شڪن بر نمے دا...

وقـتی تـ💗 ـو کنارمی خوشبختی نمیداند از ڪدام مسیر و با چـه سـ...

یک چیزی هست به نـام نفستاتو میگویی دوستت دارم بند می آید💫

مرا محـکوم به حبس ابد در آغوشت ڪنطـوری که هیـچ وثیقـه ای آزا...

شب بود شمع بود من بودمو غم. شب رفت شمع سوخت من ماندو غم❤️‍🩹🖤

وای دستش سوخت

و ان شب ماندم که برای کدام دردم گریه کنم پس خندیدم:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط