باور نمی کنی که بگویم حکایتی:

باور نمی کنی که بگویم حکایتی:
با هر نگین اشک
به چشم تر منی
هر جا که عشق هست و صفا هست و
بوسه هست
در خاطر منی

با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز
پنداشتی که نور تو خاموش می شود
نه، ای امید من !
دیوانه توام
افسونگر منی
هر جا به هر زمان
در خاطر منی ...

#مهدی_سهیلی
دیدگاه ها (۹)

تقدیم به همه زندگیم:از تو دورم من و دیوانه و مدهوش توامآنچنا...

#عاشقانه تقدیم زندگیم💕به سرمـ زد ، که "تو" را پاکــ کنمـ از ...

#درخواستی_هیونلیکس#سقوط_در_سکوتادامه ی پارت قبلی.... اون سرش...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

پارت ۱۳

(ادامه پارت قبل)مهمونی تموم شد و همه رفتن. اونجا فقط تو و چا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟞تردید کن که ستارگان از آتش‌اند؛ تردید کن که خورشید د...

dark life = 31

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط