رمان ماه زیبای من پارت
رمان ماه زیبای من پارت⁵
لوید:آنیا جان دیگه وقته خوابه
آنیا:ولی من نمیخوام بخوابم
لوید:چرا؟
آنیا:می خوام کارتون نگاه کنم
لوید:ولی باید بخوابی
آنیا:نهه نمی خوام
*لوید تلویزیون رو خاموش کرد*
آنیا:نه نه نه
لوید:باید برای فردا انرژی داشته باشی
آنیا:باشه بابایی
لوید:آفرین دختر خوب
*صبح می شود*
یور:خانم آنیا بیدار شو!
آنیا:باشه مامانی
یور:بیا صبحانه بخور،امروز لوید می خواد ما رو ببره پارک
آنیا:یوهو من عاشق پارک هستم
یور:پس صبحانه ات رو بخور
آنیا:باشه مامانی
*آنیا صبحانه اش رو خورد*
لوید:خانم یور و آنیا حاضر بشید
آنیا:باشه بابایی
*آنیا و یور و لوید حاضر می شوند*
آنیا:آخ جون پارک من عاشق پارک هستم
لوید:باشه پس برو بازی کن
آنیا:باشه بابایی
پایان پارت پنجم منتظر پارت بعد باشید💚
لوید:آنیا جان دیگه وقته خوابه
آنیا:ولی من نمیخوام بخوابم
لوید:چرا؟
آنیا:می خوام کارتون نگاه کنم
لوید:ولی باید بخوابی
آنیا:نهه نمی خوام
*لوید تلویزیون رو خاموش کرد*
آنیا:نه نه نه
لوید:باید برای فردا انرژی داشته باشی
آنیا:باشه بابایی
لوید:آفرین دختر خوب
*صبح می شود*
یور:خانم آنیا بیدار شو!
آنیا:باشه مامانی
یور:بیا صبحانه بخور،امروز لوید می خواد ما رو ببره پارک
آنیا:یوهو من عاشق پارک هستم
یور:پس صبحانه ات رو بخور
آنیا:باشه مامانی
*آنیا صبحانه اش رو خورد*
لوید:خانم یور و آنیا حاضر بشید
آنیا:باشه بابایی
*آنیا و یور و لوید حاضر می شوند*
آنیا:آخ جون پارک من عاشق پارک هستم
لوید:باشه پس برو بازی کن
آنیا:باشه بابایی
پایان پارت پنجم منتظر پارت بعد باشید💚
- ۲.۴k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط