روزمرگی دو زوج دوست داشتنی

𝗔 𝗙𝗘𝗪 𝗣𝗔𝗥𝗧𝗜𝗘𝗦¹

~روزمرگی دو زوج دوست داشتنی~


با سردرگمی به دنبال رسپی متفاوت یک پیتزا بودند..بعداز مدت ها موقعیتی پیش اومد که دوباره باهم دیگه اشپزی کنند.
با کلافگی لب زد
کوک: ا/ت نظرت چیه با رسپی قبلی پیتزا درست کنیم؟!
با سردرگمی موهای ابریشمی و سیاه رنگش رو به عقب فرستاد و گفت
ا/ت: اخه دلم یک چیز متفاوت میخواست..
ایده شیرینی به ذهنش رسید..
با لبخند به دختر نگاه کرد و گفت
کوک: من ایده بهتری دارم!
دختر با قیافه ای بهت زده نگاهش کرد
ا/ت: چی؟
خمیر پیتزا رو بر روی سطح صافی قرار داد و نوتلای فندق رو از کابینت بیرون اورد و درش رو بازکرد و به کمک یک قاشق روی خمیر پیتزا پخشش کرد..
خمیر پیتزا هیچ شیرینی ازخودش نداشت اما اهمیتی نداد و به کارش ادامه داد..
ا/ت: کوک! داری چیکارمیکنی؟!
تعجب اور بود..تاالان ظاهر انچنان خوبی نداشت..با لبخند نگاهش کرد و گفت
کوک: عشقم فقط منتظر بمون..به وقتش میفهمی
و به کارش ادامه داد..
دختر تصمیم گرفت به حرف همسرش گوش بده و جذابیت پسر رو موقع انجام دادن کارها زیر نظر داشته باشه
روی صندلی نشسته بود و دوتا دستاش زیره چونه اش بود و به حرکات صورت و دست همسرش خیره بود..
کوک: دخترم... به جای خیره شدن به من توت فرنگی و موز رو از یخچال بیار!
با صدای همسرش به خودش اومد و با لبخند بلندشد و رفت مواد مورد نیاز پسر رو بیاره
ا/ت:چشم عزیزم
توت فرنگی و موز از قبل شسته شده رو روی میز گذاشت و شاهد ریز شدن انها توسط همسرش شد..
به سمت کابینت خوراکی ها رفت و برای تزئین کردن پیتزای شکلاتی مروارید خوراکی و اسپرینکل اورد
کوک: بهبه خانوم خوش سلیقه من!
با ذوق گونه پسر رو بوسید و گفت
ا/ت:شما که خوش سلیقه تری..ببین چه پیتزایی درست کردیی
پسر لبخند پررنگی بر روی لب هاش نشست.
میوه های ریز شده رو بر روی نوتلای پخش شده روی خمیر پیتزا قرار داد..
کوک: تزئینش با شما پرنسس
جلو امد و با موادی که برای تزئین پیتزا دستش بود پیتزای شکلاتی رو تزئین کرد
ظاهر پیتزا بینظیر شده بود
هردو روی صندلی کنار هم نشستند و پیتزای مخصوص رو برش دادن و هردو یه گاز از برش پیتزا خوردند.
ا/ت:هومم..خوشمزستت..افرین جونگکوکااا

ادامه دارد...

حمایت بشههه:>>>
شخصی که درخواستی داده بودی، امیدوارم دوستش داشته باشییی🙏🏻💘
دیدگاه ها (۰)

ᴀ ғᴇᴡ ᴘᴀʀᴛɪᴇs³~وقتی بین بچه هاش فرق میزاشت~گرمای ماشین لذت ب...

ᴀ ғᴇᴡ ᴘᴀʀᴛɪᴇs²~وقتی بین بچه هاش فرق میزاشت~سکوت خانه ارامش ب...

پارت ۷🖤❤️خوناشام خشن من ❤️ 🖤جونگ کوک : بسه دیگه دراز بکشا/ت:...

پارت ۱۷🖤❤️ خوناشام خشن من ❤️🖤 ویو جونگ کوک غذا سفارش دادم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط