پارت ۴۰

پارت ۴۰


ددی_شوگره_اجباریه من


سانو رسید بیمارستان...
رفت و دید شیومین نشسته رو صندلی

سانو:: هوی شیومین
شیومین:: درد بیدرمون،درست حرف بزن
سانو:: اوکی...عاقای بزرگوار خوب هستین؟! عاقای پارک جیمین امر کردن ک برین خونه کارتون داره
شیومین:: خب...برا سانامی کلی چیز میز خریدم گذاشتم پیششن،غذام بش دادم...خب من دیگه میرم،خوب بش برس
سانو:: انگا نوکر گیر آورده
شیومین:: کارتو بد انجام بدی خودم غذای صگا میکنمت
سانو:: گمشو بابا
شیومین:: هیف اینجا بیمارستانه
سانو:: بااای

شیومین چیزی نگفت و رفت...

سانو:: عام..پرستار
پرستار:: بله؟!
سانو:: میتونم بیماری ک تو این اتاقه رو ببینم؟!
پرستار:: خابه
سانو:: فقط چند دقیقه
پرستار:: باشه زود
سانو:: تنک

سانو رفت داخل و وایساد بالا سانامی

سانو:: آیییششش چ بدبختیه

سانو گوشیشو درآورد و آهنگ گذاشت
چند مین بعد پرستار اومد داخل

پرستار:: خانم چیکار میکنی بیمار نیاز ب استراحت داره انوقت آهنگ گذاشتی
سانو:: براش خوبه ک
پرستار:: بفرمایین بیرون
سانو:: باشه بابا
دیدگاه ها (۱)

پارت ۴۱ددی_شوگره_اجباریه منساعت ۱۰ شب بود...سانو زنگ زد به ع...

پارت ۴۲ددی_شوگره_اجباریه منسانامی ویو:با احساس سر درد کمی از...

پارت ۳۹ددی_شوگره_اجباری منشیومین سانامیو برد بیمارستان و دکت...

پارت ۳۸ددی_شوگره_اجباریه مندکتر اومد و رفت داخل اتاق سانامی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط