در هوایت بی قرارم روز و شب

در هوایت بی قرارم روز و شب
سر ز پایت بر ندارم روز و شب

روز و شب را همچو خود مجنون کنم
روز و شب را کی گذارم روز و شب

جان و دل می خواستی از عاشقان
جان و دل را می سپارم روز و شب

تا نیابم آنچه در مغز من است
یک زمانی سر نخارم روز و شب

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم، گاه تارم روز و شب

ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

زآن شبی که وعده دادی روز وصل
روز و شب را می شمارم روز و شب

بس که کشت مهر جانم تشنه است
ز ابر دیده اشک بارم روز و شب
دیدگاه ها (۱)

GALAXY

GALAXY

دلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو...

زحل_خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش و به دو صو...

آقای من مولای من سلام 🌺بردار از رخ پرده را ‌ای ماه دل‌آرای م...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

فقط به نام شهیدشهید! فقط به نام تو می‏شود سکه پیروزی زد که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط