تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایت

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایت
چه دردی میکشم وقتی، که دورم از نفسهایت

شبیه آدمِ برفی، اگر تنها ترین باشم
تورا اینگونه میخواهم، تورا تنهای تنهایت

کسی جز من چه میفهمد؟؟ کسی جز من چه میداند
چه عشقی دارد این بوسیدنِ ردِّ قدمهایت

من اینجا در زمین آدم، تو ماهِ آسمانهایی
عجب راه درازی هست، تا آغازِ دنیایت

مرا اینگونه باور کن، کمی عاشق، کمی خسته
تو هم گاهی مدارا کن، تو با چشمانِ زیبایت
دیدگاه ها (۲)

چه زیبا میشود دیدار که باشد با تو پنهانیچه لذت میدهد بوسه ز ...

من فدای طعمِ شیرینِ لبِ قندت شومعاشق ِچشم ِقشنگ وطرحِ لبخندت...

تو بیداری و من خوابم-کجایی؟من نمی‌دانم!تمام ِعمر بی تابم-کجا...

دلتنگی...حس نبودن کسی است...که تمام وجودت...یکباره تمنای ......

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط