برگ زدی با سماجت شاخه را چسبیده بود.

برگ زدی با سماجت شاخه را چسبیده بود.


دست های خویش و دامان تو ام آمد به یاد.


#سهیل_محمودی
دیدگاه ها (۳)

اگر سردت هست بگو تا ........................ یک آغوش,بیشتر د...

همه ی دل خوشی ام آخر شب ها این است.دو سه خط با تو سخن گفتن و...

باورم کن که به چشمان تو معتاد منم....پادشاهی که به جنگ آمد و...

ترسم آن‌لحظه بیائی‌...............................که‌جوانت، ...

برگ عیشی به گور خویش فرستکس نیارد ز پس، تو پیش فرست...#استاد...

یک شاخه گل سپید تقدیم تو باد ..رقصیدن برگ بید تقدیم تو باد ....

نه جو اینقد کراشه که اصلا نمیدونم چطوری توصیفش کنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط