ڪنارم که هَستی زمان هم دستپاچه می شود

ڪنارم که هَستی زمان هم دستپاچه می شود
عقربه ها دو تا یکی میپرند
اما همین که می روی!
تاوان دستپاچگی های ساعـت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند
لحظه های بی تو

شبی بود برفی
هوا سرد بود و کولاک
بهانه ای برای با هم بودن!
زیر چترم تا پایان کوچه همراه شدی
کاش هوا همیشه سرد و برفی باشه
تا من و تو بهانه ای برای با هم بودن داشته باشیم
دیدگاه ها (۰)

شَب در خم گیسوی تو عابر می شد،با هر نفست بهار ظاهر می شد! ای...

برای تو می نویسم : برای تویی که قلبت پاک است ! برای تویی که ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط