ادامه فلش بک
(ادامه فلش بک)
رفتم اتاق مامانم
-مامان یه آقا اومده با بابایی کار داره کجاست؟
™بابا تو بالکنه من میرم بهش بگو اونم بیاد
-باشه
بدو بدو رفتم سمت بالکن که جیسو داد زد
جیسو:داداش بیا بازیی
-الان میام وایستا بابا و صدا کنم
جیسو:باشه من میرم حیاط
سرمو تکون دادم و رفتم داخل بالکن
-بابا یه مرده اومده کارت داره
ترسید...
~ب..باشه پسرم تو برو بازی کن
-حالت خوبه
~اره اره برو
-بای بای
رفتم حیاط سراغ بازیم با جیسو
-جیسو تو چشم بزار من قایم میشم
جیسو:باشهههه
چشماشو بست بدو بدو رفتم پشت گلدون بزرگ کنار در قایم شدم صدای مامان بابا و اون مرده قریبه میومد بابام داشت..داشت گریه میکرد؟
~لطفا آقا منو به جاشون ببرید
™رحم کنید خواهش میکنم
$فردا ساعت ۱ ظهر بچه هارو تحویل میدید
ب..بچه ها؟منظورش...منظورش منو جیسوییم؟ن..نه واقعیت ندارد بابام مارو نمیده بهش نه نه دروغع
جیسو زد به پشتم
جیسو:پیدات کردم (خنده)
لبخندی زدم
-اووو حالا باید ببینیم کی سوک سوک میکنههه
جفتمون بدو بدو رفتیم سمت دیواری که جیسو چشم گذاشته بود
رفتم اتاق مامانم
-مامان یه آقا اومده با بابایی کار داره کجاست؟
™بابا تو بالکنه من میرم بهش بگو اونم بیاد
-باشه
بدو بدو رفتم سمت بالکن که جیسو داد زد
جیسو:داداش بیا بازیی
-الان میام وایستا بابا و صدا کنم
جیسو:باشه من میرم حیاط
سرمو تکون دادم و رفتم داخل بالکن
-بابا یه مرده اومده کارت داره
ترسید...
~ب..باشه پسرم تو برو بازی کن
-حالت خوبه
~اره اره برو
-بای بای
رفتم حیاط سراغ بازیم با جیسو
-جیسو تو چشم بزار من قایم میشم
جیسو:باشهههه
چشماشو بست بدو بدو رفتم پشت گلدون بزرگ کنار در قایم شدم صدای مامان بابا و اون مرده قریبه میومد بابام داشت..داشت گریه میکرد؟
~لطفا آقا منو به جاشون ببرید
™رحم کنید خواهش میکنم
$فردا ساعت ۱ ظهر بچه هارو تحویل میدید
ب..بچه ها؟منظورش...منظورش منو جیسوییم؟ن..نه واقعیت ندارد بابام مارو نمیده بهش نه نه دروغع
جیسو زد به پشتم
جیسو:پیدات کردم (خنده)
لبخندی زدم
-اووو حالا باید ببینیم کی سوک سوک میکنههه
جفتمون بدو بدو رفتیم سمت دیواری که جیسو چشم گذاشته بود
- ۹.۶k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط