#گروگان_قلبم

#گروگان_قلبم
#part_17
&قراره از این به بعد پیش شما باشم و خوب کار هارا میکنم .
+اها
&بیا بشین برات صبحونه حاضر کردم .....
(صبحونم خوردم و با تاکسی رفتم مدرسه و مثل هر روز گذشت  با جیهوپ از مدرسه زدیم بیرون که یکی از رفقاش پیشنهادی داد )
÷هی رفقا میاید بریم کلوپ از اونجا هم بریم شهر بازی ؟
(جیهوپ و بقیه هم قبول کردن ومنتظر من بودن )
÷هی بیا بریم دیگه خب
+نمیدونم بزار یه زنگ به تهیونگ بزنم
÷بابا ولش کن بعدا بهش میگی حالا بیا بریم
(خب بعدا که رفتم خونه بهش میگم چی میشه دیگه !؛تا شب کلی با هم خوشگذروندیم که بچه ها میخواستن برن بار  چون اون ها از من بزرگتر بودن و فقط مدرس را میوفتادن و دوباره سال بعد مجبور بودن هاون سال دوباره بخونن و من هم دیگه خیلی خسته شده بودم و برگشتم عمارت و وقتی وارد سالن شودم که خانم شی سمتم اومد )
&اه پسرم بلاخره اومدی ،خوب شد دیر تر نیومدی !
+چی شده مگه ؟
&اقای کیم خیلی  اعصبانیه زودتر برو پیشش .
+باشه باشه الان میرم
(وای خوب چرا یادم رفت بهش زنگ بزنم همش تقصیر جیهوپه خب اگه گذاشته بود زنگ بزنم الان این اعصبانی نبود . در اتاق کارش  اروم زدم که با صدای تهیونگ رفتم داخل )
-بله ؟
+تهیونگ
(سرش توی برگه های روی میز بود و توجهی بهم نکرد )
+تهیونگ؟
(بازم جوابم نداد بعد به من میگه ناز نازو . سمتش رفتم و کنار میز وایسادم تا شاید نگاهم کنه . )
+تهیونگ !
(بازم انگاری صدام نمیشنید واکنشی نشون نداد ،  این دفعه با صدای بلند تری حرف زدم )
+تهیونگ !میشه انقدر اذیت نکنی و جوابم بدی !!
-چی میخوای ؟
(همونجور که سرش گرم برگه ها بود به امگا جواب داد )
+قهر کردی ؟
(امگا با تن صدای پایین و مظلومی گفت که باعث شد قلب تهیونگ براش بلرزه ولی الان جای قربو صدقه رفتن نبود )
-قهر ؟فقط دارم مثل خودت رفتار میکنم !
+تهیونگ به الهی ی ماه قسم یادم رفت بهت بگم .
-خیلی خب مگه من چیزی گفتم که بغض میکنی ؟
+نه چیزی نگفتی ولی رفتارت از صد تا حرف بد تره !
-خب پس باید عادت کنی .
با حرفش امگا عصبی صندلیش را عقب کشید و  دستش زیر چونش برد و تو چشم هاش زل زد و رمزمه کرد .
+تو با من این کار نمیکنی تهیونگ . !
-چرا اون وقت ؟
امگا صندلی تهیونگ عقب تر کشید و خودش روی پاهای تهیونگ نشست و دوبار بهش زل زد
+چون دوسم داری !
-خوب نقطه ضعف پیدا میکنی ها !
و اروم لب های امگا را کوتاه بوسید و توی بغلش گرفتش .
-اخرین بارته ؟
+نه
امگا خونسرد جواب داد که باعث شد الفا دوباره عصبی بشه  
-منظورت چیه ؟
+خب من میخوام با رفیق هام برم بیرون و تو نمیتونی جلوم بگیری  .
-باشه دیر وقته پاشو
(از روی پاهاش بلند شدم و صاف ایستادم و بهش نگاه کردم و اروم لب زدم )
+ناز نازو !
(و سریع به طرف در  اتاق دویدم )
-یا جونگکوک !!
(و از اتاق خارج شودم و رفتم اتاق خوابمون و وسایلم مرتب کردم و لباس هام هم عوض کردم و اومدم بیرون پیش اجوما )
&اومدی میخواستم بیام صدات کنم . غذا خوردی ؟
+آه .. نه
-خیلی خب بزار برات غذا بیارم
+تهیونگ غذا خورده ؟
&نه اقا هم غذا نخوردن
+میرم صداش کنم بیاد پایین
&باشه برو
(رفتم طرف اتاق تهیونگ که صدای خنده از توی اتاق اومد اروم در باز کردم رفتم داخل ؛تهیونگ پشت بهم  و رو به پنجره ایستاده بود و داشت با تلفن صحبت میکرد ،رفتم پشت سرش و چونه ام گذاشتم روی شونش که سریع خنده اش جمع کرد )
-بعدا تماس میگیرم
(تلفن قطع کرد و گذاشت تو جیبش و برگشت یه دستش زیر پای امگا گزاشت و اون یکی دستش پشت کمر امگه و روی میز نشوندش و دوتا دستاش کنار بدن جونگکوک گذاشت و کمی روش خم شد اروم لب هاش بوسید )
+کی بود ؟
-هیچی یه مزاحم اخر شبی
+برا مزاحم اینجوری میخندیدی ؟
(از سوال امگا یه تای ابروش با لا انداخت )
-داری سوال پیچم میکنی ؟ کس خاصی نبود دورت بگردم ،بریم پایین ؟
(لبخند خرگوشیش نشون الفا داد و باعث شد قند تو دل الفا اب بشه و یه دور توی دلش قربون صدقش بره و دستاش دور گردن تهیونگ حلقه کرد و الفا هام بغلش کرد و از اتاق خارج شدن و رفتن سر میز غذا ،امگا را روی پا های خودش نشوند و یه دستش دور تن امگا حلقه کرد تا نیوفته و چاپستیک برداشت و تیکه غذا جلوی دهن جونگکوک گرفت )
+مگه بچم !؟
-تو از بچه هم لج باز تری !بخور دستم خسته شد .
(بدون حرف دهنش باز کرد و غذا را از دست تهیونگ خورد اما دیگه منتظر لقمه بعد نشود و خودش شروع کرد به خوردن . )
-مدرسه چطوره .؟
+خوبه !
-کسی که اذیتت نمیکنه ؟
-کی جرئتش داره
(همون جور که مشغول غذا بود جواب های تهیونگ بدون فکر میداد )
-یعنی چی قلدری میکنی برا همه که ازت حساب میبرن ؟
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶ که نزاشتم

#گروگان_قلبم #part_16 به جونگکوکی که عصبی بهش زل زده بود جلب...

عررررر رمانم رفته گوگل خیلی ممنون از حمایت های گلتون🥰💝

an angel in the darkness

#پری #part16 + خیلی دوست دارم - من بیشتر دوست دارم + خیلی گش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط