حسرت نبرم به خوابِ آن مرداب

حسرت نبرم به خوابِ آن مرداب
کآرام درونِ دشتِ شب خفته‌ست.
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر، خوابش آشفته‌ست.

#محمدرضا_شفیعی_کدکنی🍃🌺
دیدگاه ها (۰)

عشق٫٫، شما را چون خوشه‌های گندم دسته می‌کند. آنگاه شما را به...

جان به چه کار آید اگرپیش تو قربان نَشود ؟__________♥️🖋 #مولا...

رهروان كوی جانان سر خوشندعاشقان در وصل و هجران سر خوشندجان ع...

هزار قصه نوشتیم بر صحیفه‌ی دلهنوز عشق تو عنوان سرمقاله‌ی ماس...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:10ویو مین سول-هی مین سول بسته!خیلی خوردی!+اهه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط