ماه بالای سر آبادی‌ست

ماه بالای سر آبادی‌ست
اهل آبادی در خواب
روی این مهتابی
خشت غربت را می‌بویم
باغ همسایه چراغش روشن
من چراغم خاموش
ماه تابیده به بشقاب خیار
به لب کوزه‌ی آب
دیدگاه ها (۱)

ترسیده بودم باید تنهایی ام را فراموش میکردم. باید سرما و دس...

ناسا مجموعه صدا هایی را که"خارج از جو زمین" رکورد کردهروانه ...

وقتی چمدانش را به قصد رفتن بستنگفتم: عزیزم این کار را نکن, ب...

تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم هم چنان باقی....

سلام بر محرم

#شعر_معاصر 🍂دیری‌ست که از روی دلآرای تو دوریممحتاجِ بیان نیس...

الستور همراه لوسیفر از شرکت خارج شدن و،به سمت خونه ال حرکت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط