گاه آدم دلش میخواهد روی صفحه مجازی اش بنویسد:

گاه آدم دلش میخواهد روی صفحه مجازی اش بنویسد:
" لعنتی ترین...!
دلتنگم... آنقدر که بلند ترین فریادها هم نمی تواند ذره ای از این حناق کم کند "
بنویسد و خلاص...
آنقدر که حتی فکرش را نکند اینهمه ماه صبوری کردنش باد هوا میشود،
که کسی آن دور ها هواااا برش میدارد...
بعد جسورتر شود بنویسد:
" دیشب دلم خواست به شماره ات پیغام بدهم
اما همان یک آن دیدم لابه لای تمام شماره ها نبود ترین شماره ای... بعد بغضم را جوری قورت دادم که خدا هیچ نشنود که بتوانم همان لحظه شکرگزارش باشم برای آن روزگاری که دلشکسته شماره ات را پاک کردم،
وگرنه حالا برنده دلتنگِ این صبوریِ اجباری من نمیشدم "
آدم است دیگر... گاه دلش جز آنکه بگوید دلتنگم با هیچ حرف دیگری آرام نمیشود...
حتی اگر بداند کسی هست که هرگز این نوشته ها را نمیخواند...
بعد قبل از خط آخر
اسم خودش را هم بنویسد برای آن یک درصد احتمالِ خواندن آن یک نفرِ خاص
و خط آخر را هم پی نوشت کند " مخاطب خاص ندارد "
و یک آهِ راحت بکشد
دیدگاه ها (۱)

همیشه بهم می گفت تو دیوونه ای کی می خوای عوض بشی مگه این تنه...

مگر دیوانه ام بگویم دوستت دارم!نمیدانی و خیالم راحت است!اگر....

بشنو این پند ز من مست یواشمعرفت مرد و فقط مونده اداشمن نمیگم...

من یه دختر ابرو کمونم با قد متوسط که بقیه میگن چشمای قشنگی د...

بعضی دلتنگی‌ها اسم ندارند...بی‌صدا می‌آیند،در تمامِ وجودت ری...

بعضی زخمها به قلب آدم چنان کاری است که سالهای سال هم بگذرد ه...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:1اگر داستان طوری پیش برود که هر نفر در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط