جهان دو خط موازیست ، خوب می دانی

جهان دو خط موازیست ، خوب می دانی
پناه می بری از دردهات سوی آغوشی
سپرده ای همه رؤیا و آرزوها را ؛
به دست های پر از نفرتِ فراموشی ...

پناه می بری از دردها و بی کسی هایت ؛
به شانه های سکوت و حضورِ اجباری
جهان کنارِ تو اما ، هنوز هم تنها ،
و از تمامِ امیدی که نیست ، بیزاری ...

و از تمام امیدی که نیست ، می میری ،
و جبر ، کار زمان است و یاد می گیری ؛
که سنگ باشی و محکم ، تویی که بالاجبار ؛
اسیر غم زده در انحصار تقدیری ...

اسیر غم زده در انحصار ویرانی ،
اسیر غم زده در ناگزیر سرد مکان ...
پناه می بری از درد ، سوی درد دگر ،
پناه برده از آوارگی به یک زندان ...
دیدگاه ها (۲)

زغزالی غزلی ، در گذری ساخته ام قل هوالله احد از بشری ساخته ا...

گر جفا کردی مرا _امّا پشیمان نیستیبی وفایی و شبیه بی وفایان ...

وقتی یک مرد ایرانی قهر میکنه 😂

⏰ این شنبه ای که میاد ساعت ۵ و ۴۳ دقیقه و ۲۱ ثانیه ؛ تنها وق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط