بی تاب لحظه های حضورت نمیشوم
بی تاب لحظه های حضورت نمیشوم
دلتنگ خاطرات نمورت نمیشوم
تنها نشسته ام دگر از عشق خالیم
خیره به جاده های عبورت نمیشوم
درگیر و دار ورطه ی مرداب عشق تو
پامال زخمه های غرورت نمیشوم
در لحظه ی بریدن و رفتن ز پیش تو
رام سپاه اشک بلورت نمیشوم
بی تو همان کبوتر آزاده ام هنوز
دیگر اسیر و بسته ی زورت نمیشوم
روزی که خاک سرد زمین خانه شد تورا
دیگر بسان زائر گورت نمیشوم
ماها ز آسمان شبم رفته ایی چرا؟
چشم انتظار دیدن نورت نمیشوم
آئینه ی صبور دلم را شکسته ایی
من شکسته دگرصبورت نمیشوم
دلتنگ خاطرات نمورت نمیشوم
تنها نشسته ام دگر از عشق خالیم
خیره به جاده های عبورت نمیشوم
درگیر و دار ورطه ی مرداب عشق تو
پامال زخمه های غرورت نمیشوم
در لحظه ی بریدن و رفتن ز پیش تو
رام سپاه اشک بلورت نمیشوم
بی تو همان کبوتر آزاده ام هنوز
دیگر اسیر و بسته ی زورت نمیشوم
روزی که خاک سرد زمین خانه شد تورا
دیگر بسان زائر گورت نمیشوم
ماها ز آسمان شبم رفته ایی چرا؟
چشم انتظار دیدن نورت نمیشوم
آئینه ی صبور دلم را شکسته ایی
من شکسته دگرصبورت نمیشوم
- ۷۷۵
- ۱۷ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط