آنقدرها هم که مے‌گفتے خرابم نیستے...

آنقدرها هم که مے‌گفتے خرابم نیستے...
گفته بودے عاشقے،،،پا در رکابم نیستے...

حرفهایت یک به یک در گوش من جا مانده است..
تازه گے ها اهل یک حرف حسابم نیستے...

منتظر هستم که کے از تو پیامے مےرسد...
کافرے دیگر که در فکر صوابم نیستے...

خوب یادم مانده گفتے با منے تا روز حشر...
گفته بودے در پی رنج و عذابم نیستے ...

دارم از دورے تو مے میرم و،،،تو بیخیال ...
من سوالے کردم و فکر جوابم نیستے...

از تو پرسیدم چرا رفتے،،،چرا؟،کردے سکوت...
تو مگر خود رهبر این انقلابم نیستے...؟

کودتا با دست تو،، با چشم تو،، با بوسه ات...
خوب من حالا در این شبها شهابم نیستے...

باورم شد عاشقم هستے ولے این قصه بود...
آنقدرها هم که مے گفتے خرابم نیستے...
دیدگاه ها (۲)

بغلم میکنی و میروم آهسته به خوابتو بیا گوشه آغوش من ای عشق ب...

تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدمآتش گرفتم از تو و در صبحدم ز...

‌ عمق احساس مرا با قلمت ویران کنحس خاموش مرا با نفست بوران ک...

پارت 12 وقتی(میدزدتت و...) #هیونجین که زبونتو. کشیدی روی لبا...

دم دمای صبحی بود ، خورشید نور ضعیفی داشت و هنوز آثار کمی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط