می گرفتی چادرت را با لبت وقتی که دستت بند بود

می گرفتی چادرت را با لبت وقتی که دستت بند بود
من در این حسرت: چرا چادر سیاهت نیستم؟
.
حمد و سوره خواندنت جان می دهد در هر نماز این خانه را
من در این حسرت:چرا چادر نمازت نیستم؟
.
بوسه بر پیشانیت هر روز هفده مرتبه با ضرب دو
مُهرَکِ رکعت شمارِ جانمازت نیستم؟
.
می کشی دست نوازش بر سر هر دانه با هر ذکر خود
من چرا یک دانه از تسبیح آن راز و نیازت نیستم؟
...
دیدگاه ها (۱)

ملاقات آیةالله مرعشی نجفی با امام زمان (علیه السلام)در ایام ...

توصیه های امام زمان به آیت الله مرعشی نجفی از آیت الله مرعشی...

داستانی بسیار زیبا از آیت الله کشمیری و عنایت حضرت عباس علیه...

#اشک حسرت #پارت۶۱سعید : توماشین نشسته بودم از در خونه ای امی...

p2:کیف‌ش رو روی میز گذاشت و کت‌ش رو از تنش در اورد..پشت میز ...

پارت دوم؟p2:کیف‌ش رو روی میز گذاشت و کت‌ش رو از تنش در اورد....

و تــــو بکرترین منظره‌ای . . !مثلِ درختِ پرتقالیکہ در پاییز...

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌🐇:: ‌ما𝅥هٔ هر ࡄ݅ـ...

به نظر شما باید باهاش چیکار کرد

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط