موسی برای رفتن به کوه طور، هارون برادرش را در میان قوم به
موسی برای رفتن به کوه طور، هارون برادرش را در میان قوم به جانشینی گذاشت و رفت! به فرمان خدا وعده۳۰ روزه او ۴۰ روز کشید! سامری که زرگر بود، بنیاسرائیل را گرد خود آورد و گفت موسی با هفتاد تن از میان شما بیرون رفتهاست و همه هلاک شدند. اکنون میخواهم خدای موسی را به شما نشان دهم
قالبی به شکل گوساله از گِل درست کرد و آن را در زیر زمین پنهان نمود. سپس مقداری هیزم بر روی آن گذاشت و به بنیاسرائیل گفت هر یک دیناری طلا به آتش بیندازند. آنان حدود ۶۰۰۰ دینار در آتش انداختند و همچنان که آتش میگداخت، طلاها به درون قالب نفوذ میکردند.
سرانجام سامری رفت و گوساله را بیرون آورد، و بر زمین گذاشت تا همگان آن را ببینند.
سامری لولههای مخصوصی درون سینه گوساله طلایی کار گذاشت که هوای فشرده از آن خارج میشد و از دهان گوساله صدایی شبیه صدای گاو بیرون میآمد. گوساله را آن چنان در مسیر باد گذاشته بود که بر اثر وزش باد به دهان او، صدا به گوش میرسید.
وقتی مردم بانگ گوساله را شنیدند، همه سجده کردند و گوساله پرست شدند بنی اسرائیل گوساله را سجده کردند، سامری گفت: «این خدای شماست و خدای موسی»
هنگامی که موسی از طور سینا بازگشت، دید که قومش گوسالهپرست شدهاند. موسی از قوم خشمگین شد و به هارون گفت مگر تو جانشین من در قوم نبودی؟ پس چرا گذاشتی که قوم گوسالهپرست شوند؟
سپس موسی رو به سوی آسمان کرد و گفت: خدایا اگر گوساله را سامری ساخت، پس چه کسی او را به سخن در آورد؟
ندا آمد که ای موسی، من او را به سخن آوردم. پس موسی گفت: این جز آزمایش تو نیست؟ هر که را بخواهی به وسیلهٔ آن گمراه و هر که را بخواهی هدایت میکنی؟!
ندا آمد که چون قوم را به امید هارون سپردی، این شد! آیا نمیدانستی که باید قوم را به امید خدا بسپاری تا در پناه من باشند؟!
سوره اعراف، آیه 155
تفسیر نمونه، ج ۶ ص ۳۷۲
تفسیر المیزان ج ۱۴ ص299
قالبی به شکل گوساله از گِل درست کرد و آن را در زیر زمین پنهان نمود. سپس مقداری هیزم بر روی آن گذاشت و به بنیاسرائیل گفت هر یک دیناری طلا به آتش بیندازند. آنان حدود ۶۰۰۰ دینار در آتش انداختند و همچنان که آتش میگداخت، طلاها به درون قالب نفوذ میکردند.
سرانجام سامری رفت و گوساله را بیرون آورد، و بر زمین گذاشت تا همگان آن را ببینند.
سامری لولههای مخصوصی درون سینه گوساله طلایی کار گذاشت که هوای فشرده از آن خارج میشد و از دهان گوساله صدایی شبیه صدای گاو بیرون میآمد. گوساله را آن چنان در مسیر باد گذاشته بود که بر اثر وزش باد به دهان او، صدا به گوش میرسید.
وقتی مردم بانگ گوساله را شنیدند، همه سجده کردند و گوساله پرست شدند بنی اسرائیل گوساله را سجده کردند، سامری گفت: «این خدای شماست و خدای موسی»
هنگامی که موسی از طور سینا بازگشت، دید که قومش گوسالهپرست شدهاند. موسی از قوم خشمگین شد و به هارون گفت مگر تو جانشین من در قوم نبودی؟ پس چرا گذاشتی که قوم گوسالهپرست شوند؟
سپس موسی رو به سوی آسمان کرد و گفت: خدایا اگر گوساله را سامری ساخت، پس چه کسی او را به سخن در آورد؟
ندا آمد که ای موسی، من او را به سخن آوردم. پس موسی گفت: این جز آزمایش تو نیست؟ هر که را بخواهی به وسیلهٔ آن گمراه و هر که را بخواهی هدایت میکنی؟!
ندا آمد که چون قوم را به امید هارون سپردی، این شد! آیا نمیدانستی که باید قوم را به امید خدا بسپاری تا در پناه من باشند؟!
سوره اعراف، آیه 155
تفسیر نمونه، ج ۶ ص ۳۷۲
تفسیر المیزان ج ۱۴ ص299
- ۲.۴k
- ۱۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط