زندگی نامه ساتوکو ادامه بخش دوم

زندگی نامه ساتوکو ادامه بخش دوم
بعد از اینکه حق قتل رو به ساتوکو دادن و ساتوکو ازاد شد از طرف شخصی بهش به صورت مرموز نامه ای امد که پدر و مادرش زنده هستن او برای اینکه خانواده اش رو جمع کنه رفت و از یکی از اعضای خاندان به اسم ریوما اوچیها کمک گرفت اما رویوما بهش گفت
(علامت شخصیت ریوما❤)
❤:اگه میخوای من همراهت بیام باید بتونی ماسکی که روی صورت رو یا از بین ببری یا زخمیم کنی.
ساتوکو گفت(علامت شخصیت ساتوکو💖)
💖:قبول.
اون دو وارد فایت دوستانه شدن ساتوکو زخم های کوچک برداشت بود و نفس نفس میزد اما ریوما سرپا و پر انرژی بود حتی بدون یک زخم وایساده بود ساتوکو با اخرین حملش ماسک ریوما رو برید
ریوما تعجب کرد و به سمت ساتوکو برگشت و لبخند گرمی زد گفت
❤:افرین تو منو شکست دادی من همراهت میام فردا حرکت میکنیم.
ساتوکو با بدن زخمی و خسته
💖:خوشحال میشم. باش فردا میبینمت.
پایان بخش دو
دیدگاه ها (۱)

شخصیت برای خواهرم ساختم داستانشم میسازم 😅نام:ساتوکو اوچیهارو...

اقا این رو بگین کدومشون پروفایل

سناریو کوتاه ✨پارت اول:کارکتر های بانگو به عنوان کسی که شما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط