بی گدار به آب می زنند

بی گدار به آب می زنند
گوزنی که تفنگ را نمی شناسد
زنی که عشق را . .
دیدگاه ها (۳)

از تمام جهان تو تنها خواسته من از خدایی

عشق، بی فلسفه زیباست تو نخواهی دلِ من باز توُ را می‌خواهد...

• می‌آیی و نظام غزل می‌خورَد به‌همشکل غزل به شکلِ تو تغییر م...

آسمان را... زمین را... همه را مینگرم... و اما باز هم زندانیم...

زنی که زود گریه می‌کند ، اما سریع بازمی‌گردد تا دوباره بخندد...

عشق به امام. حسن مرز نمی‌شناسد

عشق به امام. حسن مرز نمی‌شناسد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط