با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام

با غمِ تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام
با خودم یک خلوتِ جانانه برپاکرده ام...

آخرش یک شب گلوی بغض را خواهم گرفت
من که هر شب گریه هایم را تماشا کرده ام...

گفته بودم بی تو میمیرم خدایی راست بود
چند وقتی هست هی امروز و فردا کرده ام..

شعر بی چشمانِ تو در ذهن من خشکیده است
این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام...

من حواسم نیست از روزی که رفتی چند بار
چند بار این دردِ سرکش را مداوا کرده ام....

ادعایِ بی خیالی پیش این عاشق نکن
من خودم یک عمر از این ادعاها کرده ام...

قول دادم این اواخر پاک باشم از دروغ
"دوستت دارم " ولی هر بار حاشا کرده ام...
دیدگاه ها (۳)

‌ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻡ" ﯾﺎﺩﺕ "ﺭﺳﻮﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﻡ .." ﻗﻠﺒﻢ"ﺑﻬﺎﻧﻪ...

سردم شده بدجور عزیزم بغلم کنیخ کردم از این سوز دمادم بغلم کن...

چشم شهلایت بنازم دلبریها می کنیتا تو می خندی خودت را در دلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط