فنا شده ام در تو

فنا شده ام در تو

آنجایے که هیچ نشانے
از من نیست

درکوچہ پس کوچہ هاےتو
هراسان مےدوم
پشت درهاےبستہ ےدلت
نفس مےکشم
پنجره هابستہ
من گمشده ام
روح توآواره ےوجود من
چرا رهایم نمےکنے
دیدگاه ها (۱)

سال هاستدیوارها را برداشته اند ...و به جایشانپنجره هایے به ب...

ببخش اگر براےخیالت شعر مے‌نویسم..خودت که باشےاز عطر نگاهتکلم...

میخواهم از چشمان تو تصویر بردارمیعنے نگاهت را به ذهنم خوب بس...

من این روزها…صداے ثانیه ثانیه ےفراموش شدنم را مے شنوم…من آنق...

PAIN part 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط