دلیلِ گریه ی شبهای من کجا ماندی؟

دلیلِ گریه ی شبهای من کجا ماندی؟
کجای راه ندیدم تو را, که جا ماندی؟
منو تو قولِ پرستش به یکدگر دادیم
خدای من تویی!اما تو!بی خدا ماندی
مقدسی تو ، چنان قبله ی مسلمانان
اگرچه"دستِ قضا"بی رضاجدا ماندی
به هرکسیکه تو رادیده اعتمادی نیست
توگنجِ وسوسه سازی که قرنها ماندی
چه کردبادلِ تنگت که سنگ شد با من
بگوچه گفت به عشقم بی اعتناماندی
پس از تو مادرم ازمن چقدرخواهش کرد
اوغول!گئدیب،داخی گلمز،قوجالدون آماندی
تورابه هیچ کسی جزخودم نخواهم داد
توراکه ازخودِمن هستی وجدا ماندی..!!!
دیدگاه ها (۲۹)

میروم تا با غم دنیای خود خلوت کنم میروم تا با غمت در خلوتم ع...

هیچ فکر میکردی اینجا همدیگه رو ببینیم؟بعد از این همه مدت_هیچ...

گله ای نیست اگر فرصت دیدار نبودخبری از تو به جز حسرت بسیار ن...

نقش آغوشت کشیدم، اتفاق افتاد عشقبوسه های داغ چیدم ، اتفاق اف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط