های نارنجی!

های نارنجی!
ترنج به دست بگیرم
یوسفم می شوی
بر درگاه بایستی؟
می خواهم زخمی عمیق بسازم
که جامت به دستم باشم
گاه و بی گاه
می خواهم بنوشمت
مزه مزه نگاه نگاه
تا آخرین قطره
تا سپیده‌ی پگاه

 

"عباس معروفی"
دیدگاه ها (۳)

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

های نارنجی!ترنج به دست بگیرمیوسفم می شوی؟می خواهمزخمی عمیق ب...

های نارنجی!ترنج به دست بگیرمیوسفم می شوی؟می خواهم زخمی عمیق ...

خدایا ،درون هر کلمه ای که بال زنان از دهانم بیرون می آید ،ست...

.. هَمــ آغوشـــ🤍🪐🫀 ..             ←پارت۴۶۴→

محمد حقوقی

آهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، تصمیم گرفت روحش را وق...

:پاسخ آهنگر با ایمانآهنگری پس از گذراندن جوانی پرشر و شور، ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط