های نارنجی!

های نارنجی!
ترنج به دست بگیرم
یوسفم می شوی
بر درگاه بایستی؟
می خواهم زخمی عمیق بسازم
که جامت به دستم باشم
گاه و بی گاه
می خواهم بنوشمت
مزه مزه نگاه نگاه
تا آخرین قطره
تا سپیده‌ی پگاه

 

"عباس معروفی"
دیدگاه ها (۳)

وقتی که تو نیستی.....دنیاچیزی کم دارد!مثل ِ کم داشتن ِ یک وز...

در میان من و تو فاصله هاستگاه می اندیشممی توانی تو به لبخندی...

همین که می‌خندیدوباره دلم ضعف می‌روددوباره واژه‌ها صف می‌کشن...

لجبازترین😂

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²²ویو: اتچمدونم روی تخت باز بود.لب...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط