،،،،

،،،،
دیدگاه ها (۱)

گفتم توچرا دورتراز خواب و سرابی گفتی منم باتو ولیکن تو ندام...

،،،

،،،

ثانیه ثانیه برای دیدنت انتظارمی کشمهرگاه به عکست خیره میشوم ...

«دیگر از مرگ نمی‌هراسم؛ خانه اصلی آنجاست»بابا...🖤🥀این روزها ...

روزگار...همبازی کودکان نشوچشم می گذاریلبخندی قایم می شود…گاه...

پــدر قصه اےبــود ڪہ زود تمام شد...«همیشه فکر می‌کردم پایان،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط