پارت

پارت۳۸:


کوکی روی جولیا بود جولیا چشماشو باز میکنه می بینه لبش روی لب جونگ کوکه احساس داغی بهش دست میده که اون لب کوکی بود که روی لبش بود که کوکی هم با حالت تعجب نگاه میکنه بعد از هم جدا میشن بعد هردو دستاشونو به لبشون میزنن که جولیا داد زد:یاااااااا( هی) تو...تو...تو به چه جراتی...واو هی جونگ کوک .کوکی-نمیدونستم تعادل نداری؟ به من چه.( اینم حکایت این شد که میگفتن عروس بلد نیس برقصه میگه زمین کجه! 🤔) که همون لحظه کوکی حالش بهم میخوره و میاره بالا( آخه هر کی الکل بخوره میاره بالا) بعد از اون اتفاق که کوکی هم بیاد میاره به هم دیگه نگاه نمیکنند البته هرزگاهی کوکی زیر چشمی جولیا رو می بینه خب میخواستیم خودمون پیاده روی کنیم که اکسو اومد و بی تی اس هم اومد که جمع مون جمع بود خلمون کم بود که اومدن اعضای بلک پینک هم به جمع ما اضافه شدن .
برگشتیم خونه از خستگی نای حرکت نداشتیم به زور دوش گرفتیم و خوابیدیم فردا صبح قرار بود بریم کوهستان چون تابستون بود هوا گرم بود حال میداد.😄😁
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۹:رفتیم سوار ماشین شدیم هرکدوممون ماشین داشتیم ولی نخو...

پارت۴۰:ولی کمپانی هامون اونا رو تکذیب میکردن ( ما اهل این کا...

پارت ۳۷:که سوهو گفت:شما هم بیاید که از اون ور نفس نفس زنان ب...

پارت۳۶:کای-دارید کجا میرید؟( آخه به تو هم باید جواب بدم) جسی...

عشق رمانتیک من ❤😎پارت ۴۳که یه پیامک اومد برام باز کردم و دید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط