دنیا کوچکتر از آن است که گمشده ای را در آن یافته باشی

دنیا کوچکتر از آن است که گمشده ای را در آن یافته باشی
هیچکس اینجا گم نمیشود
آدمها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند و ناپدید می شوند
یکی در مه ... یکی در غبار ... یکی در باران.... یکی در باد و بیرحم ترینشان در برف.... آنچه بر جا می ماند رد پایی است و خاطرهایی که هر از گاه پس می زند مثل نسیم، پرده های اتاقت را....
دیدگاه ها (۴)

گفتم حتما خیری … استخاره ات نکردم

گاﻫﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﻻﺯﻡ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪﺑﺎﻧﺒﻮﺩﻧ...

ولنتاين نام کشیشی بود که در قرن سوم میلادی در روم زندگی می ک...

تاریخچه سپندارمذگان:(ولنتاین ایرانی)ولنتاین ایرانی :در ایران...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

پدرخوانده پارت : ۱۴ صبح روز بعد، نور خورشید از میان پرده‌های...

قرارداد سیاه 🖤💍Part 16دو روز از سفر کنار دریاچه گذشته بوداما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط