MY FAVORITE ENEMY

"MY FAVORITE ENEMY"
GHAPTER:1
PART:۸۰

"ویو جنا"



____
زنگ و پیام و پشت سر هم...

از رو شاخه درخت داشت به ماشینایی نگاه می کردم که از وسط جنگل رد میشدن.


لرزش گوشیم و تو جیبم حس می کردم.

خانم لی بود.

بابا زن بیخیال من فقط رفتم بیرون اینقدر نگرانی نداره که.

گوشی و پرت کردم پایین که یکی از ماشینا از روش رد شد.

اخیشش

با یه پرش خودم و رو درخت بدی انداختم..
نه اینکه من خیلی خفن باشما.

فقط جنگل پر درختیه و فاصله زیادی با هم‌ندارن..

و دنبال ماشینا میرفتم.

منکه میدونم راننده این ماشینا ادم نیست..


صدایه چندشی شنیدم.


_:دختر کوچولو گم شدی؟!!

برگشتم.

جنا:نه..فقط داشتم قدم می زدم..

_:رو شاخه هایه درخت..؟؟

جنا: تمرینه ...

تبرش و ازش پشتش در اورد و به سمتم پرت کرد.

سریع خودم و از درخت انداختم پایین..

و شروع کردن به دوییدن بین درختا و بوته ها...


صدایه پاهاش و پشت سرم میشنیدم..

تفنگ و از کمربند دراوردم و سعی می کردم تو اون سرعتی که می دوییدم برگردم و بزنمش..

تفنگ و از رو ضامن در اوردم و برگشتم و پشت سر هم شلیک می کردم..

ولی اون موجود چندش جا خالی می داد..

و اینم بگم که برعکس دوییدن تو جنگل زیاد راحت نبود.
و اینم شد دلیلی که پام به چییزی گیر کنه و محکم با کمر بخورم زمین..

لعنت بهت

صدایه پاهام اروم شد و دیگه سایه اون موجود افتاده بود روم و دیر بود.

تبر به دست بالا سرم وایساد‌.

_:رئیس خیلی خوشحال میشه

و تبر و بالا گرفت تا رو گردنم فرود بیاره.

با پا به دستش زدم که تبر رو هوا رفت
خیلی سریع پریدم وتبر و گرفتم و سرش و زدم..

___

در خونه رو بستم که عمو و زن عمو وسط سالن نگام می کردن.

خانم لی بد بختم داشت گریه می کرد.

جنا: چییزی شده؟؟

عمو:کجا بودی؟؟

جنا: گفتم که میرم دور بزنم تو شهر..

عمو: تو شهر؟؟

جنا: اره..

عمو:پس چرا گوشست و جواب نمیدی؟؟نمیگی نگرانت میشیم..

جنا: گمش کردم..
دیدگاه ها (۲)

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۱"ویو جنا"جنا: گمش کردم..ع...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۸۲"ویو جنا"جنا: خانممم لییی...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۷۹"ویو جنا"به سختی داشتم تل...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۷۸"ویو جونگکوک"ولی منتظر نم...

"MY FAVORITE ENEMY"GHAPTER:1PART:۶۸"ویو جنا".امد داخل و در و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط