حالا که نیستم

حالا که نیستم

حمایل شانه دیگری است

دست ات

و هزاران زن

از شب موهایت قصه می بافند

حالا که نیستی

درون خودم گلوگیرم

تا گلوی هیچ کس

گیر من نباشد......
دیدگاه ها (۳)

لازم نیستمرا دوست داشته باشیمن تو رابه اندازه‌ی هر دوماندوست...

دیگر منتظر کسی نیستمهر که آمدستاره ای از رویاهایم دزدیدهر که...

بـه پنـدار تــــو:جهانم زیباست!جامه ام دیباست!دیــــــده ام ...

زخم هایم به نمک عادت کرده اند,میسوزند و میسازند !مشکل این رو...

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁶﴿ویو تهیونگ﴾همه‌چیز در یک لحظه متوقف ش...

Part 3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط