🎬 دو پارتی — «روزِ شهربازی» 🎢😂
🎬 دو پارتی — «روزِ شهربازی» 🎢😂
پارت اول — «رقابت شروع شد!» 🔥
امروز اعضا تصمیم گرفته بودند همراه ا/ت به شهربازی بروند.
جین: خوشکله، امروز هرچی بخوای سوار میشیم! 😎
ا/ت: حتی اون ترن هوایی؟ 👀
جین: ...خب تقریباً هرچی! 😂
شوگا: پیشی، من فقط بازیهای آروم رو قبول دارم.
جیهوپ: سانشاینم، امروز باید همهچی رو امتحان کنیم! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، اول بریم بازیهای جایزهدار!
تهیونگ: بچه کوچولو، من مطمئنم میتونم همهچی رو ببرم.
جونگکوک: بچه، مسابقه میدیم! هرکی بیشتر جایزه بگیره برندهست. 😎
ا/ت: قبول! 😏
اولین بازی شروع شد.
جونگکوک یکبار تلاش کرد و شکست خورد.
جین: بچه، چی شد؟ 😂
جونگکوک: این دستگاه تقلب میکنه!
ا/ت: بهونه نیار. 😂
نوبت ا/ت شد و با اولین تلاش برنده شد! 🏆
جیهوپ: سانشاینم! وااای! 😂🔥
جیمین: موچی کوچولو، یکی دیگه هم ببر!
تهیونگ: بچه کوچولو، الان دیگه رقابت جدی شد.
شوگا: پیشی، من هنوز شانسم رو امتحان نکردم.
بعد از چند بازی، ا/ت چندین جایزه گرفته بود و همه با تعجب نگاهش میکردند.
نامجون: مکنهی گروه، فکر کنم ا/ت امروز همهمون رو شکست میده. 😂
جین: خوشکله، این دیگه مسابقه نیست، نابودیه! 😭
ا/ت خندید.
ا/ت: تازه اولشه! 😎🔥
همان لحظه جونگکوک به بزرگترین ترن هوایی اشاره کرد.
جونگکوک: بچه... این یکی چطوره؟
ا/ت: بریم! 😎
جین: نههههه! 😭😂
همه با خنده به سمت ترن هوایی رفتند...
ادامه دارد... 🎢👀
نویسنده: الیسا ✍️💜
پارت اول — «رقابت شروع شد!» 🔥
امروز اعضا تصمیم گرفته بودند همراه ا/ت به شهربازی بروند.
جین: خوشکله، امروز هرچی بخوای سوار میشیم! 😎
ا/ت: حتی اون ترن هوایی؟ 👀
جین: ...خب تقریباً هرچی! 😂
شوگا: پیشی، من فقط بازیهای آروم رو قبول دارم.
جیهوپ: سانشاینم، امروز باید همهچی رو امتحان کنیم! ☀️
جیمین: موچی کوچولو، اول بریم بازیهای جایزهدار!
تهیونگ: بچه کوچولو، من مطمئنم میتونم همهچی رو ببرم.
جونگکوک: بچه، مسابقه میدیم! هرکی بیشتر جایزه بگیره برندهست. 😎
ا/ت: قبول! 😏
اولین بازی شروع شد.
جونگکوک یکبار تلاش کرد و شکست خورد.
جین: بچه، چی شد؟ 😂
جونگکوک: این دستگاه تقلب میکنه!
ا/ت: بهونه نیار. 😂
نوبت ا/ت شد و با اولین تلاش برنده شد! 🏆
جیهوپ: سانشاینم! وااای! 😂🔥
جیمین: موچی کوچولو، یکی دیگه هم ببر!
تهیونگ: بچه کوچولو، الان دیگه رقابت جدی شد.
شوگا: پیشی، من هنوز شانسم رو امتحان نکردم.
بعد از چند بازی، ا/ت چندین جایزه گرفته بود و همه با تعجب نگاهش میکردند.
نامجون: مکنهی گروه، فکر کنم ا/ت امروز همهمون رو شکست میده. 😂
جین: خوشکله، این دیگه مسابقه نیست، نابودیه! 😭
ا/ت خندید.
ا/ت: تازه اولشه! 😎🔥
همان لحظه جونگکوک به بزرگترین ترن هوایی اشاره کرد.
جونگکوک: بچه... این یکی چطوره؟
ا/ت: بریم! 😎
جین: نههههه! 😭😂
همه با خنده به سمت ترن هوایی رفتند...
ادامه دارد... 🎢👀
نویسنده: الیسا ✍️💜
- ۲۸۳
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط