part

part11

e
_آه... درد داره!
_فقط چون اولین بارته، درد داری... آروم باش، عادت میکنی!
مرد آلفا این رو با محبت عجیبی زمزمه کرد و همونجور که لبهای
جونگکوک رو به بازی میگرفت، مشغول وارد کردن عضو کینگسایزش به
ورودی خیس از اسلیک امگای برفی شد.
جونگکوک کمرش رو قوس داد و بیتوجه به دست مرد که چشمهای خیسش
رو پوشونده بود، نالهی بلندی رو روانهی گوشهای آلفای تشنه کرد.
آلفا کمکم تمام عضوش رو وارد امگای خوش اندام و درشت زیرش کرد و برای
مدتی با بوسیدن لبهای پنبهای جونگکوک، مشغول پرت کردن حواسش از
دردش بود .
داشتن امگای باکرهی خوشاندام، لذت گذروندن راتش رو چندبرابر میکرد و
هزاران بار بهتر و شیرینتر از درد شدیدی بود که تنش رو بهخاطر تنها
گذروندن راتش، در برمیگرفت.
دیدگاه ها (۰)

سناریو

😭😭🤣😂🤣

part10_آلفا... میخوامت... _تو... از این پشیمون میشی! ولم کن...

part9 _هی! بلند شو و زودتر... _آلفا... آلفای نیازمند و عصبی...

𝑀𝑦 𝐴𝑛𝑔𝑒𝑙 | 𝑝𝑎𝑟𝑡 5با سریعترین حالت امگای بیهوش و تب دار که هن...

پارت دو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط