🎬 دو پارتی — «ا/ت و روز بارونی» 🌧️💜

🎬 دو پارتی — «ا/ت و روز بارونی» 🌧️💜
پارت اول — «جا موندن زیر بارون»

ا/ت بعد از دانشگاه از ساختمان بیرون اومد، اما همین که قدم بیرون گذاشت، بارون شدیدی شروع شد.

ا/ت: «عالیه... دقیقاً امروز باید چترم رو جا می‌ذاشتم.» 😭😂

گوشی‌اش رو درآورد و به اعضا زنگ زد.

ا/ت: «نامجون؟»

نامجون: «مکنه‌ی گروه، چی شده؟»

ا/ت: «من دانشگاه‌ام و بارون گرفته. کسی می‌تونه بیاد دنبالم؟»

جین: «خوشکله، همون‌جا بمون! میایم دنبالت.»

شوگا: «پیشی، خیس نشو.»

جیهوپ: «سانشاینم، پنج دقیقه دیگه راه می‌افتیم! ☀️»

جیمین: «موچی کوچولو، یه جای سرپوشیده وایسا.»

تهیونگ: «بچه کوچولو، تکون نخور! 😂»

جونگ‌کوک: «بچه، من میام دنبالت!»

ا/ت: «باشه، ولی عجله نکنید.»

چند دقیقه بعد، بارون شدیدتر شد و ا/ت رفت زیر سقف ورودی دانشگاه.

ناگهان یک ماشین جلوی دانشگاه ترمز کرد.

در باز شد.

جونگ‌کوک: «بچه! بیا بالا!»

ا/ت سوار شد و خندید.

ا/ت: «گفتم عجله نکن!»

جونگ‌کوک: «بچه، تو گفتی بارونه. معلومه عجله می‌کنم! 😂»

وقتی به خانه رسیدند، بقیه جلوی در منتظر بودند.

جین: «خوشکله! چرا کفشت خیس شده؟»

ا/ت: «چون بارونه جین! 😂»

شوگا حوله‌ای آورد.

شوگا: «پیشی، موهات خیسه. خشک‌شون کن.»

جیهوپ: «سانشاینم، بیا اینجا، یه نوشیدنی گرم برات درست کردم.»

جیمین: «موچی کوچولو، پتو هم آماده‌ست.»

تهیونگ: «بچه کوچولو، امروز دانشگاه تموم شد. دیگه حق نداری کاری کنی!»

ا/ت: «چرا؟»

نامجون: «مکنه‌ی گروه، چون امشب شب فیلمه.»

ا/ت: «خب این یکی رو قبول دارم. 😂»

همه روی مبل‌ها جمع شدند و فیلم شروع شد؛ اما هنوز کسی نمی‌دانست چند دقیقه بعد چه اتفاق خنده‌داری قرار است بیفتد...

ادامه دارد... 🌧️👀

نویسنده: الیسا ✍️💜
دیدگاه ها (۰)

🎬 دو پارتی — «ا/ت و روز بارونی» 🌧️💜 پارت دوم — «شب فیلم» 🍿😂 ...

🎬 دو پارتی — «روزِ شهربازی» 🎢😂 پارت اول — «رقابت شروع شد!» 🔥...

🎬 دو پارتی — «وقتی ا/ت یک روز جای جین رفت» 😂🔥 پارت دوم — «حا...

🎬 دو پارتی — «وقتی ا/ت یک روز جای جین رفت» 😂🔥 پارت اول — «یه...

تک‌پارتی — «سفر یک‌روزه» 🚌💜 صبح زود همه جلوی ماشین جمع شده ب...

تک‌پارتی — «چرا بهمون نگفتی؟» 🎓💜 چند هفته بود ا/ت به دانشگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط