تو اگر دلگیری،

تو اگر دلگیری،

       لحظه ای چشم ببند،

       اندکی اشک بریز،

       و بخوان نام مرا،


       به تو من نزدیکم،

       نام من یزدان است،

       لقبم ایزد پاک،

       تو مرا زمزمه کن،

       خواهم آمد سویت،

       بی صدا یادم کن،

       یا که فریادم کن،

         که منم منتظر فریادت...
دیدگاه ها (۳)

هرچه من "دل" می دادم ...تو "دل" می بریدی"دل" ها خوب بـُر خور...

قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغضصحبت از خاطره ایست که ن...

تنها منم! همه درد تنم! یادگاری تو! چشم خیس و ترمواسه اینکه د...

: میخواهم جشنی بگیرم. به وسعت وشکوه تنهاییمان. شلوغش نمیکنم....

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

قول بده...تا وقتی خاک، تنم را در آغوش نگرفته، از یادم نروی.ق...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪 🖤🥀اسما با دیدن تصویر مادرش خشکش زد...

the first lie

داستان عاشقانه جدید

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط