من پذیرفتم که عشق افسانه است

من پذیرفتم که عشق افسانه است
این دل دردآشنادیوانه است
میروم ازرفتن من شادباش
ازعذاب دیدنم آزادباش
میروم شایدفراموشت کنم
بافراموشی هم آغوشت کنم
گرچه توتنهاترازمامیروی
آرزودارم اماعاشق شوی
آرزودارم بفهمی دردرا
تلخی برخوردهای سردرا
دیدگاه ها (۳)

من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل دردآشنادیوانه است میروم ...

من پذیرفتم که عشق افسانه است.......این دل درد آشنادیوانه است...

میروم از رفتن من شادباش ..ازعذاب دیدنم آزادباش..گرچه توتنهات...

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم که...

می روم شايد فراموشت کنم. بافرامو...

میروم ازرفتنم شادباشازعذاب دیدنم آزادباشگرچه تو تنهاتر ازمن ...

میروم ازرفتنم شادباشازعذاب دیدنم آزادباشگرچه تو تنهاتر ازمن ...

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش را من پذیرفتم...

من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دوراندیش رامن پذیرفتم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط