برو ای جان دولت جو،

برو ای جان دولت جو،
چه خواهم کرد دولت را،
من و عشق و شب تیره ،
نگار و باده پیمایی !

«جناب مولوی»
دیدگاه ها (۲)

چون درد توام در این دل ریش افتاد،بیگانگی ام نخست بر خویش افت...

جایگاه انسانیت هرکس، قلب خاموش اوست ، نه دهان پُر حرفش ... !...

هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار،هم مشام دلم از زلف سمن سا...

پایی به میان درنه تا عیش زسرگیرم،تو تلخ مشو با من تا تنگ شکر...

جرعه ای عشق نوش جان کنیم از مولانا تا روحمون تازه شود و لحظه...

🎥 حمله سناتور آمریکایی به وزیر جنگ آمریکا: جناب! تو بازنده‌ا...

از عشق تو بیزارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط