تپشِ قلبِ مرا چلچله ها می دانند
تپشِ قلبِ مرا چلچله ها می دانند
شوقِ ملموسِ مرا پنجره ها می دانند
از چه دوری تو ز من ای همه دلواپسیم
شورِ دیدار مرا ثانیه ها می دانند
تا قیامت لب من سنگر بوسیدنِ توست
رسم و آئین مرا ، صاعقه ها می دانند
شب محال ست تو را از نظرم دور کند
روزِ من ، شوق مرا قهقهه ها می دانند
تو نباشی نظری نیست به گلهای سپید
چشمِ امید مرا ، آینه ها می دانند...
شوقِ ملموسِ مرا پنجره ها می دانند
از چه دوری تو ز من ای همه دلواپسیم
شورِ دیدار مرا ثانیه ها می دانند
تا قیامت لب من سنگر بوسیدنِ توست
رسم و آئین مرا ، صاعقه ها می دانند
شب محال ست تو را از نظرم دور کند
روزِ من ، شوق مرا قهقهه ها می دانند
تو نباشی نظری نیست به گلهای سپید
چشمِ امید مرا ، آینه ها می دانند...
- ۱.۱k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط