و عشق را

و عشق را
مجالی نیست
حتی آن‌قدر که بگوید
برای چه
دوستت می‌دارد...!

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۰)

دی شیخ با چراغ همی‌ گشت گرد شهرکز دیو و دَد ملولم وانسـانم آ...

شب با گلوی خونینخوانده ستدیر گاه.دریا نشسته سرد.یک شاخه در س...

از زمستانبپرس چه کسی تورارنجاندکه این طور سرد شدی...#سعید_ار...

و من به دیدن توچنان در آینه‌ات مشغولم که جهان از کنارم می‌گذ...

گاهی یک نفر آن‌قدر آرام واردِ زندگی‌ات می‌شود که نمی‌فهمی کِ...

آن‌قدر دوستت دارمکه می‌ترسم چه کنم اگر ناگهان ناپدید شوی؛شبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط