Part:26. #ریاست.عشق

Part:26. #ریاست.عشق




جونگکوک روی یکی از صندلی ها نشسته بود و پشتش به من بود و تو گوشیش بود رفتم سرمیز و صندلی رو عقب کشیدم و نشستم ولی
هنوز تو گوشیش بود

+سلام

سرشو بالا آورد و متعجب نگاهم کرد

_س‌سلام
تهیونگ کجاست

+خب من می خواستم ببینمت برا همین گفتم ته بگه بیای
در اصل من کارت داشتم

_اها خوب می شنوم

+خب راستش راجب چند هفته پیشه

_بهتره اون بحثو پیش نکشی می دونم به خاطر پدرت نمی تونی قبول کن.

-جوابم مثبت‌ه
دیدگاه ها (۰)

#ارباب‌سنگدل #پارت_27کوک همینطور صورتشو رو کرده بود اونطرف و...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

ابلیس

Part "66"☆ویو تهیونگ☆صبح زود، قبل از اینکه خورشید کاملاً بال...

رمان :عضو هشتم بی تی اسبعد از آزمایشات:گفتن تا سه ساعت دیگه ...

part:38 ویو تهیونگ (علامت کوک _علامت ته +)بعد شیتنطی که کردی...

پارت ۱۹

عضو هشتم ( تا ابد به یادم موند)پارت چهاردهم ات: مرسی .... وا...

Road to Light - Return of the Empire [season ۱ (آغاز)(Part۴)]

چند پارتی برادر سختگیر و وحشی من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط