ONLY MINE
ONLY MINE
PART 46
سانگ . قربان...
کوک . چی شد؟
سانگ . نمیدونم ... یهو حالش بد شد و کلی دکتر رفتن تو اتاق خیلی وقته بیرون نیومدن...
کوک . این دختره سالم و مریضشم واسه ما دردسره
چند مین بعد
دکتر . ومد بیرون
کوک . چی شد دکتر ؟
دکتر . یه سکته مغزی تقریبا خفیف بود ولی اگه زود نمیرسیدم ممکن بود خطرناک تموم میشد ... الان حالش تقریبا بهتره اما هنوزم باید ای سی یو باشه تا فردا ببینم اوضاعش چطور میشه اگه بهتر شد به بخش میفرستیمش اگرم نه که .... همینجا می مونه
کوک . اهوم ... ممنون
دکتر . شما همسرشید؟
کوک . نه ..... من رئیسشم ... چطور ؟
دکتر . هیچی نگران به نظر می رسیدین برای همین پرسیدم .... خانواده اش کجا هستن ؟چرا اونها نمیان ؟
کوک . کسی رو نداره ... سوال دیگه ؟
دکتر . بله .... با اجازه ( رفت
کوک. چه دکتر ..... ولش ... ( نفس عمیق کشید
سانگ . دکترای این جا خیلی حرف میزنن..
کوک . مشخصه ...
سانگ . شما برگردید عمارت ارباب ... ببخشید من بیخود نگرانتون کردم
کوک . نه باید خبر می دادی... از فردا بیا باند اونجا بیشتر بهت نیاز داریم یه نفر رو میفرستم بیاد پیش این دختره دردسرساز ....
سانگ . چشم
کوک . فعلا ( ومد بیرون و سوار ماشین شد و برگشت عمارت
ادمین. میرا و جینو داشتن فیلم میدیدن کوک هم از فرصت استفاده کرد و سریع رفت تو اتاقش چون اصلا حوصله بحث با میرا رو نداشت و از طرفی ذهنش درگیر اتفاقات امروز بود ...
ادامه دارد.....
PART 46
سانگ . قربان...
کوک . چی شد؟
سانگ . نمیدونم ... یهو حالش بد شد و کلی دکتر رفتن تو اتاق خیلی وقته بیرون نیومدن...
کوک . این دختره سالم و مریضشم واسه ما دردسره
چند مین بعد
دکتر . ومد بیرون
کوک . چی شد دکتر ؟
دکتر . یه سکته مغزی تقریبا خفیف بود ولی اگه زود نمیرسیدم ممکن بود خطرناک تموم میشد ... الان حالش تقریبا بهتره اما هنوزم باید ای سی یو باشه تا فردا ببینم اوضاعش چطور میشه اگه بهتر شد به بخش میفرستیمش اگرم نه که .... همینجا می مونه
کوک . اهوم ... ممنون
دکتر . شما همسرشید؟
کوک . نه ..... من رئیسشم ... چطور ؟
دکتر . هیچی نگران به نظر می رسیدین برای همین پرسیدم .... خانواده اش کجا هستن ؟چرا اونها نمیان ؟
کوک . کسی رو نداره ... سوال دیگه ؟
دکتر . بله .... با اجازه ( رفت
کوک. چه دکتر ..... ولش ... ( نفس عمیق کشید
سانگ . دکترای این جا خیلی حرف میزنن..
کوک . مشخصه ...
سانگ . شما برگردید عمارت ارباب ... ببخشید من بیخود نگرانتون کردم
کوک . نه باید خبر می دادی... از فردا بیا باند اونجا بیشتر بهت نیاز داریم یه نفر رو میفرستم بیاد پیش این دختره دردسرساز ....
سانگ . چشم
کوک . فعلا ( ومد بیرون و سوار ماشین شد و برگشت عمارت
ادمین. میرا و جینو داشتن فیلم میدیدن کوک هم از فرصت استفاده کرد و سریع رفت تو اتاقش چون اصلا حوصله بحث با میرا رو نداشت و از طرفی ذهنش درگیر اتفاقات امروز بود ...
ادامه دارد.....
- ۳۳.۷k
- ۰۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط