گفتم: خیلی دلتنگم این روزا، خیلی زیاد!

گفتم: خیلی دلتنگم این روزا، خیلی زیاد!
خندید
گفت: چه شکلیه این دلتنگی که میگی!
تا بیام جواب بدم، یه چیکه اشک راه گرفت رو صورتم...
دست کشیدم رو خیسیِ چشمام.
با خنده گفتم: این شکلی...
عینِ رگبارِ بارون
وسطِ یه روزِ آفتابی توو ظل تابستون!
#طاهره_اباذری_هریس
دیدگاه ها (۲)

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

P²²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 1. وقتی پریودی و.......

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 170♡⁠。⁠)⁩یه بخش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط