پارت

پارت ۲۱


ویو کوک


ا / ت اومد پایین و تصمیم گرفتیم که به یه رستورانی که تازه باز شده بود تو سئول بریم .

ماشین کاملا در سکوت بود و فقط صدای ماشین های دُرُ و بَر این سکوت رو می‌شکست .

چند دقیقه ای گذشت و کوک شروع کرد به صحبت کردن .
کوک : میگم ا / ت پس فردا به یه مهمونی دعوتم و تو هم باید با من بیای

ا / ت : ولی کوک.....

کوک : همینکه گفتم

از جوابی که کوک بهم داد راستش رو بخواید ناراحت شدم ولی یکم که بیشتر فکر کردم فهمیدم که من اصلا لباس ندارم ( مشکل همه‌ی ما😂)

ا / ت : هییییییی ، کوککککککک

کوک : چی شد ؟ ( متعجب )

ا / ت : من که. لباس ندارم

کوک : منم گفتم چی شده.برگشتنی میریم پاساژ و میگیریم

ا / ت : اوک

رسیدیم به رستوران و پیاده شدیم . رستوران هم از بیرون و هم از داخل نمای خیلی قشنگی داشت. خیلی از رستوران خوشم اومد . مجسمه هایی اونجا بود که تاریخ کره رو نشون میداد و این از همه بیشتر توجه من رو به خودش جلب کرد.
با کوک رفتیم نشستیم سر یه میز و گارسون رو صدا کردیم تا بیاد و سفارشات مون رو بگیره.


ویو کوک

گارسون رو صدا کردیم تا بیاد سفارشات مون رو بگیره .
وقتی اومد به ا / ت خیلی نگاه میکرد و وقتی هم سفارش هارو گرفت و رفت یه چشمک به ا / ت زد و من مطمئن بودم که این رفتار ها از نگاه ا / ت دور نمونده .

چند مین بعد وقتی گارسون غذا رو آورد


ویو ا / ت

وقتی گارسون غذا هارو آورد اول واسه کوک رو گذاشت رو میزش و واسه من هم وقتی داشت بهم میداد از قصد دستم رو لمس کرد .
و اونجا بود که فهمیدم کوک داره از کوره در می‌ره و خیلی سریع رفت و یقه گارسون رو گرفت

کوک : هوی مرتیکه با چه جرعتی دست به زنه میزنی ؟ ( عربده )

صاحب رستوران : آقا چرا سر و صدا راه انداختین ؟

اونجا بود که فهمیدم همه‌ی نگاه ها رو ماعه و داشتم از خجالت آب میشدم پس رفتم تا جلو کوک رو بگیرم

ا / ت : کوک خواهش میکنم بخاطر من ولش کن

کوک : فقط بخاطر تو

غذا مون رو که خوردیم رفتیم سمته ماشین و سوار شدیم تا بریم به پاساژ .....


ادامه در پارت ۲۲
شرط :۱۰ لایک ، ۵ کامنت ، ۵ بازنشر
دیدگاه ها (۱)

شرطا برای گذاشتن پارت ۲۲۱۰ لایک ، ۵ کامنت ، ۵ باز نشر

name : 𝓡𝓮𝓪𝓵𝓵𝔂 𝓵𝓸𝓿𝓮characters: jeon jungkook / min Lina/ Kim...

پروف جدید ☺️🤍

P¹زمان همه چیز را تغییر می‌دهد ویو ا/ت از خواب بیدار شدم بدن...

Part 26

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط