باز دلــم...!

باز دلــم...!
براے ساعت ها نشستن در صحن و زل زدن به برق نگاه گنبد طلا..
 
براے قطره هاے اشکے ڪہ هیچ جبرے نمیتواند جلوے فروغلتیدنشان را
 
 روے گونه ها بگیرد..
 
براے ساعت ها ایستادن در آستانه ے باب الرضا
 
و ساعت ها سلام آخر را کش دادن..
 
براے استشمام بوے حرم..
 
براے حس کردن حضورتان..
 
براے هر چیزے و هر ثانیه اے ڪہ به شما گره میخورد..
 
دلم براے همه چیز تنگ است..
 
دلم را براے شما پست میکنم..
 
پیشتاز..
 
شاید قرار بگیرد دلے ڪہ مدتهاست آرام نگرفته..
دیدگاه ها (۱)

من اسیـرهرکـه باشـم ، ضامنـم تنهـا یکیست...

دلتـــنـــگ که بـــاشی.....فرقی نمیــــکنه از کجــــا.....دل...

خــواستـــم گلـــه هایـم را یـک بـه یـکبــرایــت بگــویــم !...

در ایـن شـهـر کــه نـمـی‌تـوان بــه هـیـچ‌کـساعـتـمـاد کـرد ...

اعتماد پارت|۶۵|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط