قصه اونجا بامزه شد

قصه اونجا بامزه شــد
که از ما خسته شـــد
تا دلم وابسته شـــد
درای وا بسته شـد
دیدگاه ها (۱)

.....

:)

میـــــشہ؟

هیچــــوقت رفیــــ🚺 🚺 ــــــقاتــــوباهـــــم آشنـــ🚻 ــــــ...

نه خنده از تو بی خبر موند نه گریه دردمو دوا کردنفس نفس به سی...

خسته و دربه در شهر غممشبم از هرچه شبه سیاه ترهزندگی زندون سر...

جلوه ات برده دلم راگل میخک چه کنمنکنی گوشه چشمی به من اندک چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط